تولید کننده انواع پوستر دیواری های سفارشی مناسب با طرح دلخواه شما به هر ابعادی

decorprint.ir
اصول بازاریابی 33 - 5.0 از 5 از 2 آرا

تعریف بازاریابی پارتیزانی

بازاریابی پارتیزانی(GUERRILLA MARKETING) همانطور که توسط جی کنراد لوینسون در کتابی با عنوان "بازاریابی پارتیزانی" در سال 1982 تشریح شد، روشی نامنظم و غیرمعمول در انجام فعالیت های ترفیعی بر مبنای یک بودجه بسیار کم است. چنین ترفیعات و پیشرفتهایی گاهی اوقات به گونه ای طراحی می شوند که مخاطب هدف، حتی از وجود آنها بی اطلاع است و این ترفیعات نوعی بازاریابی پنهان یا سری است. ( که بازاریابی مخفیانه نیز نامیده می شود).

دانش قدرت است.
سر فرانسین بیکن (حدود 400 سال پیش)

اما حالا باید گفت : دانش نزد مشتریان باعث قدرت می شود.

هرچه بيشتر دربارة بازاريابي فرا بگيريد: آخرين كتابها و مجلات بازاريابي را مطالعه كنيد، با همكارانتان در خصوص استراتژيهاي موفق صحبت كنيد و بويژه به كسب و كارهايي كه موفق هستند توجه كنيد. در مورد بازاريابي 5 نكته را در نظر داشته باشيد. 1-محصول 2- قيمت 3- مكان 4-تبليغات 5-مردم.

به ياد داشته باشيد كه هرچقدر هم كه ايده (نوآورانة تجاري) شما خوب و سازماندهي شده باشد، بدون داشتن بازاريابي، به موفقيت نايل نخواهيد شد.

از رقيبان موفقتان درس بگيريد: از هر وسيله كارآمدي براي ايجاد تمايز بين خودتان با رقبا استفاده كنيد. براي مثال به سرمايه‌گذاري در فرصتهايي كه رقباي شما از دست مي‌دهند بپردازيد و يا از كساني كه به موفقيتهاي بزرگي دست يافته‌اند بخواهيد كه اطلاعاتي به شما بدهند.

دورنماي بازاريابي خود را مشخص كنيد.

آينده به چه چيزي برسيد؟ آيا شما مي‌خواهيد سرويس يا محصولي را ارتقاء دهيد؟ آيا مخاطب برنامه‌هاي بازاريابي شما شنونده خوبي هم هست؟ اگر جواب سؤال‌هاي اخير مثبت است، چه دورنماي كاري واقع‌گرايانه‌اي براي آن ترسيم كرده‌ايد؟.

به خاطر داشته باشيد كه هميشه دربارة دورنماي كاريتان به ديد مثبت بنگريد و در عين حال واقع‌گرا نيز باشيد. (مگر اينكه از هجوم سرمايه‌گذاري عظيم در بخش تكنولوژي در فاصلة سالهاي 1999 تا 2001 درس نگرفته باشيد.

بازارتان را بشناسيد.

اگر در حال احداث يك فروشگاه بزرگ هستيد، توجه داشته باشيد كه چه افرادي در منطقه تحت پوشش خدمات شما زندگي مي‌كنند؟ .... والدين بدون فرزند، خانواده‌هاي كوچك، كارگران كشاورزي يا صنعتي، متخصصان هوافضا!! و غيره.

آيا تعداد نوجوانان ساكن در منطقه شما قابل ملاحظه است؟

در مورد اقليتهاي نژادي، قومي و يا مادران شاغل و غيره وضع به چه منوال است؟

به موقعيت جغرافيايي‌تان توجه كنيد:

اگر مالك يك فروشگاه بزرگ هستيد، آيا فروشگاه شما در محل مناسبي از لحاظ در معرض ديد بودن واقع شده است؟

بيشتر مشتريان شما در كجا زندگي مي‌كنند؟ آيا مانع خاصي مانند پل بزرگ يا ترافيك سنگين محله‌هاي پر ازدحام وجود دارد كه باعث عدم تمايل مشتريان به آمدن به فروشگاه شما بشود؟

آيا سالمندان و افراد معلول به آساني مي‌توانند به محل كسب و كار شما رفت و آمد كنند؟

آيا فضاي كافي براي پارك رايگان خودروهاي مشتريان وجود دارد؟

اگر شما يك توليد كننده هستيد، آيا امكان دسترسي به منابع مورد نيازتان به آساني وجود دارد؟

وضعيت مالي برون سازماني خود را بررسي كنيد.

آيا در خصوص بهترين و به صرفه‌ترين نرخ اجاره يا رهن چانه‌زني كرده‌ايد؟

آيا صورتحسابهايتان سر موعد پرداخت شده‌اند تا از پرداخت جريمه ديركرد جلوگيري شود؟

آيا بعلت وجود بدهكاري، كارت اعتباري شما با كاهش اعتبار مواجه است؟

آيا شما در قبال كساني كه براي شما سرمايه‌گذاري كرده‌اند مديون يا متعهد هستيد؟

وضعيت مالي درون سازماني خود را بررسي كنيد:

آيا در سيستم مالي شما مشتريان فقط بايد نقداً بهاي اجناس يا خدمات را بپردازند يا اينكه تسهيلات لازم را براي خريد اعتباري مشتريان فراهم كرده‌ايد؟

بودجه بازاريابي‌تان را مشخص كنيد:

اطمينان حاصل كنيد كه منابع مالي مناسبي را براي پرداخت هزينه‌هاي بازاريابي در اختيار داريد. شما به اختصاص دادن پشتوانه مالي براي اجراي مؤثر برنامه‌هاي بازاريابي خود احتياج خواهيد داشت.

بدين منظور، به درآمدهاي حاصل از به ثمر رسيدن پروژه‌هايي كه سرمايه‌گذاري كرده‌ايد بسنده نكنيد.

هزينه بازاريابي بايد در قالب بودجه شما تعريف شود.

بازاريابي نتيجه بخش خواهد بود. البته ممكن است كه احتياج به زمان داشته باشيد.

هيچ انرژي و يا منبعي را تا زماني كه بررسيهاي لازم براي اطمينان از ثمربخش بودن بازاريابي انجام نداده‌ايد، هزينه نكنيد. اگر بعد از انجام بررسيها و تحقيقات متقاعد شديد كه بازاريابي نتيجه مطلوب را در پي خواهد داشت، آنگاه هر آنچه را كه براي پشتيباني و حمايت از بازدهي و توسعه برنامه بازاريابي نياز است، انجام دهيد.

كار را به كاردان بسپاريد.

مهم نيست كه چقدر بودجه داريد! هيچگاه نبايد كيفيت و امنيت را قرباني كمبود بودجه خود كنيد. مطمئن شويد كه نيروهاي انساني در اختيار شما از آموزشهاي مطلوب برخوردار باشند و با اشتياق در خدمت كمك‌رساني به شما براي نيل به اهدافتان باشند.

بهترين تجهيزات اداري و دفتر كاري را كه از عهده آن بر مي‌آيند تهيه كنيد.

فرمول موفقيت در بازاريابي بدين شرح است.

ايده معقول و علمي + طرح‌ريزي استراتژيك قوي + اجراي قوي = موفقيت.

تيم كار آزموده تشكيل دهيد.

نحوه برخورد و تعامل شما و همكارانتان با مشتري باعث اجراي ايده شما در زمينه بازاريابي مي‌شود بر اين اساس هميشه بكوشيد تا پيام شما براي مشتريان حاوي ديدي مثبت‌گرايانه باشد. نبايد مشتري را نااميد كنيد زيرا در اينصورت علاوه بر از دست دادن اطمينان مشتريان، كسب و كار خود را نيز از دست مي‌دهيد.

شناخت ‌نیاز ‌مشتری، ‌ركن ‌بازاریابی ‌مدرن‌.

مشكل ‌‌نزدیك ‌بینی ‌در ‌بازار.

اشتباه ‌بسیاری ‌از ‌ارایه ‌دهندگان ‌كالا ‌یا ‌خدمات ‌(محصول) ‌این ‌است ‌كه ‌بیشتر ‌توجه ‌خود ‌را ‌معطوف ‌به ‌فیزیك ‌محصولاتی ‌كه ‌به ‌مردم ‌ارایه ‌می‌دهند ‌می‌نمایند ‌و ‌به ‌منافع ‌و ‌مزایای ‌ناشی ‌از ‌آن ‌محصولات ‌توجه ‌نمی‌نمایند. ‌چنین ‌به ‌نظرمی سد ‌كه ‌ ‌آنها ‌خود ‌را ‌فروشنده ‌محصول ‌می‌دانند ‌و ‌نه ‌برآورنده ‌نیازهای ‌مصرف.

به طور کلی مدیریت بازار یابی دارای پنج اصل اساسی است.

اصل اول : گرایش تولید.

بر این پایه استوار است که مصرف کنندگان خواهان محصولاتی هستند که در دسترس بوده و قدرت خرید آن را داشته باشند . که دارای دو حالت است ، اول زمانی است که تقاضا برای یک محصول بیشتر تراز عرضه باشد که در این حالت مدیریت باید به دنبال راهی برای افزایش تولید باشد .حالت دوم این که هزینه تولید محصول نهایی در سطح بالایی قرار دارد  که مدیریت باید به دنبال کاهش این هزینه در افزایش تولید باشد.

اصل دوم : گرایش محصول.

بر این اصل استوار است که  مصرف کنندگان محصولاتی را که بهترین کیفیت، کارکرد و شکل ظاهری  را دارند خواهند خرید ؛ بنا بر این سازمان باید انرژی خود را به بهبود دائمی کیفیت محصول نهایی و نوآوری در تولید آن اختصاص دهد.

اصل سوم: گرایش فروش.

بر این اصل استوار است که  مشتریان مقدار زیادی از محصول را نخواهند خرید مگر آنکه برای فروش و تبلیغات  برنامه ریزی و فعالیتهای چشمگیری صورت گیرد . در این روش ریسک بالایی وجود  دارد و احتمال از دست دادن مشتری برای همیشه نیز وجود دارد در اینجا فروش نقش اساسی دارد و مشتری مداری در جایگاه دوم اهمیت است.

اصل چهارم: گرایش بازار یابی.

بر این اساس است که وظیفه اصلی هر سازمان تعیین نیاز ها ،خواسته ها و ارزشهای بازار هدف و تطبیق سازمان برای ارضای آنها به گونه ای موثر تر ومفید تر از رقبا است.

اصل پنجم : گرایش بازار یابی اجتماعی.

این گرایش خواهان آن است که بازار یابان بین عوامل زیر توازن بر قرار کنند: خواسته های مشتریان هدف ، منافع بلند مدت مشتریان هدف ، منافع بلند مدت جامعه ، بازده بلند مدت سرمایه شرکت . فلسفه بازاریابی اجتماعی مستلزم آن است که بازار یابان نه تنها خواسته های مشتریان را به حساب آورند و به منافع خود فکر کنند , بلکه خواسته های مردم دیگر را نیز که رفاهشان به عملیات شرکت بستگی دارد در نظر بگیرند و متوجه آن باشند که در داخل یک سیستم اجتماعی بزرگتر فعالیت دارند و نسبت به غیر مشتریان نیزمسئولند.

:: چرا برخي از مديران تمايلي به استفاده از خدمات يك مشاور بازاريابي ندارند ؟

احساس غرور : ما كار خود را بلد هستيم و نيازي به مشاور بازاريابي نداريم .

احساس بي نيازي : اوضاع ما خوب است و فعلاً نيازي به مشاور بازاريابي نداريم.

احساس بی کفایتی : مشاوران فقط تئوری تحویل ما می دهند و راه کارهای اجرائی نمی توانند بدهند . تئوری ها را خودمان هم می توانیم احساس هزینه : مشاوران بازاریابی دستمزد زیادی می خواهند و ما پول این نوع کارها را نداریم ر کتاب ها بخوانیم ساس بي اعتمادي : مشاوران فقط حرف مي زنند و مرد عمل نيستند.

:: یک مشاور بازاریابی چه خدماتی بشما می تواند ارائه دهد ؟

مشاور بازاریابی در سه سطح مختلف می تواند خدمات خود را بشما ارائه دهد . هر سطح نسبت به قبلی عمق بیشتری داشته و مشاور بیشتر می تواند برای شرکت مفید باشد.

سطح اول.

ارائه مشاوره در امور روزمره شرکت . این شیوه برای شرکت هائی مناسب است که در حال حاضر با مشکل حادی روبرو نبوده ولی برای افزایش کارائی شرکت بخصوص در بخش بازاریابی و آماده شدن برای مشکلاتی که در آینده شرکت ممکن است با آنها مواجه شود خود را نیازمند به خدمات مشاور بازاریابی می دانند.

در این شیوه ، مشاور در زمان های مشخصی در هفته در جلسه مدیران حاضر شده و در مورد مسائل و مشکلات بازاریابی شرکت نظر داده و به مدیران شرکت راه حل پیشنهاد می دهد.

سطح دوم.

طراحی پروژه های مشاوره : این شیوه برای این شرکت ها مناسب است.

:: شرکت هائی که در حال حاضر در بخش بازاریابی و فروش خود دچار مشکل شده اند.

:: شرکت هائی که طرح های توسعه دارند و باید خودشان را برای توسعه آماده کنند.

:: شرکت هائی که در حال راه انداری بوده و سیستم و سازمان بازاریابی مشخصی ندارند.

در این شیوه مشاور پس از مطالعه و شناسائی دقیق محیط درونی و بیرونی شرکت و جمع آوری اطلاعات لازم ، برای حل مشکلات موجود یا برای طرح توسعه شرکت یا برای راه اندازی یک سیستم یازاریابی جدید ، راه حل هائی اجرائی را در قالب یک پروژه مشخص با روش اجرا و زمانبندی مشخص طراحی کرده و به مدیران شرکت ارائه می دهد.

سطح سوم.

سطح سوم شکل کامل شده سطح دوم است و در آن مشاور علاوه بر طراحی پروژه ، در مرحله اجرا نیز در کنار مدیران و مجریان طرح بوده و برای اجرای طرح نیز به آنها مشاوره می دهد . با توجه به سختی ها ، مشکلات و پیچیدگی هائی که در مرحله اجرا وجود دارد  توصیه مشاور بازاریابی همواره این است که در مرحله اجرا نیز در کنار کارفرمای خود باشد ولی برخی از شرکت ها برای کاهش هزینه های مشاوره ترجیح می دهند در مرحله اجرا  از مشاور استفاده نکنند.

چگونه می توان یک مشاور بازاریابی خوب انتخاب کرد؟.

از آنجائیکه کار کردن با مشاور های بازاریابی برای بسیاری شرکت ها یک تجربه جدید محسوب می شود خیلی احتمال دارد که در اولین تجربه خود ، انتخاب درستی نکنند و در نتیجه نسبت به کار مشاوره بازاریابی بدبین و بی اعتقاد شوند . برای جلوگیری از چنین پیش آمدی توصیه های زیر می توانند مفید واقع شوند.

:: سعی کنید خدمات مشاوره را ترجیحاً از شرکت ها بگیرید نه از اشخاص . انتخاب اشخاص بعنوان مشاور انتخاب قابل اعتماد و ایمنی نبوده و می تواند مشکلات زیادی برای شما ایجاد کند هر چند فرد مذکور امین شما باشد.

:: مطمئن شوید که شرکتی که بعنوان مشاور انتخاب می کنید در زمینه مشاوره به شرکت های مشابه شما تجربه کافی و سوابق رضایت بخشی دارد . برای اینکار اطلاعات سوابق کاری شرکت را بطور مستند از آنها بخواهید و این سوابق را بدقت ارزیابی کنید.

:: مطمئن شوید مشاور کارهای مشاوره قبلی خود را بخوبی انجام داده و به نتیجه رسانده است . برای اینکار از شرکت مذکور بخواهید رضایت نامه های مشتریان قبلی خود را به شما ارائه دهند . در صورت لزوم با برخی از موارد ذکر شده تماس گرفته و سابقه و نوع کار انجام شده را بدقت بررسی کنید.

:: در مورد روش و متدلوژی مشاوره ای که دارند از آنها کسب اطلاع کرده و مطمئن شوید که با سبک کار و کاسبی شما جور است.

:: در مورد شرح کار مشاوره و خدماتی که مشاور ارائه می دهد کسب اطلاع کرده و محدوده تعهدات مشاور را مشخص و ارزیابی کنید.

:: بدون قرارداد با هیچ شرکت مشاوری کار نکنید و دقت کنید که قرارداد مذکور بصورت پیمانکاری بوده و موارد مهم مانند حدود شرح دقیق کار و نحوه اجرای آن ، زمانبندی ها ، تعهدات طرفین ، دستمزد و نحوه پرداخت آن ، هزینه های جانبی مانند بیمه ، مالیات ، اقامت و مسکن ، رفت و آمد و غیره مشخص باشد.

:: شرکت مشاور را با دید کوتاه مدت و پروژه ای انتخاب نکنید . شما برای ده ها سال می خواهید به کسب و کار خود ادامه دهید و مشکلات یا کارهای توسعه ای شما یکی و دوتا نیست . بنابراین شرکتی را انتخاب کنید که مطمئن باشید برای سال ها می تواند با شما کار کند.

:: بطور کلی برای انجام کارهای مشاوره بخصوص مشاوره بازاریابی از مشاور هیچ نوع تضمین و ضمانت نامه ای در مورد حسن انجام کار نمی توان گرفت و اگر هم مشاور حاضر به ارائه چنین تضمینی باشد ارزش زیادی ندارد . بهترین راه کسب اطمینان ، قبل از بستن قرارداد ، توجه به سوابق کاری شرکت و پس از بستن قرارداد ،کنترل عملیات مشاوره در حین اجرا است . برای کنترل عملیات مشاوره ، بهتر است از مشاور بخواهید در قرارداد خود شرح کار را بر اساس زمانبندی های یک ماهه تدوین کند و در حین اجرای پروژه مشاوره ، پیشرفت کار را بر اساس برنامه ذکر شده ماهیانه ارزیابی کنید.

:: هر چند دستمزد مشاور مهم است اما مهمتر از آن حرفه ای بودن مشاور و کسب اطمینان از نتیجه درست کار است . اگر مشاوره هائی که یک مشاور بازاریابی ارائه می دهد مؤثر و کارساز باشد فوایدی که برای شما ایجاد می کند اصلاً با دستمزدی که می گیرد قابل مقایسه نیست اما اگر خدمات مشاور بدرد نخور و بیهوده باشد حتی اگر مجانی هم به شما ارائه شود نباید پذیرفت.

:: چه کنیم تا از خدمات مشاوری که انتخاب کرده ایم بهتر استفاده کنیم ؟.

صِرف اینکه یک مشاور بازاریابی انتخاب کرده اید ، هرچند مشاور قابل و حرفه ای باشد کافی نیست . باید شرایطی را فراهم کنید تا از خدمات مشاور بهترین استفاده را ببرید . توصیه های زیر می تواند مفید باشد.

جلسات مشاوره باید بطور منظم و بدون وقفه تشکیل شود . در این جلسات سعی کنید خودتان و سایر مدیران تصمیم گیر و مرتبط حتماً حضور داشته باشند<.

:: بهتر است هر جلسه را ضبط صوتی یا تصویری کنید زیرا توصیه ها ، آموزش ها و گفته های مشاور هرکدامشان در آینده می توانند برای شما با ارزش باشند و شما برای هر دقیقه از وقت مشاور هزینه کرده اید که نباید به هدر رود.

:: هر جلسه مشاوره باید یک مصوبه و یک برنامه اجرائی مشخص برای هفته آینده داشته باشد . در برنامه اجرائی باید معلوم باشد که برای جلسه آینده چه کاری بوسیله چه کسی و چگونه باید انجام گیرد:: از شرکت خودتان یک نفر را بعنوان رابط یا هماهنگ کننده با مشاور تعیین کنید . رابط موظف است کلیه امور بین مشاور و شرکت را هماهنگ نموده و دستورات و برنامه هر جلسه را تدوین کرده وتوزیع نماید و همچنین پیگیری کند که کارها برای جلسه آینده بخوبی اجرا شوند.

:: مطمئن شوید که مصوبات و برنامه اجرائی هر جلسه بخوبی اجرا شده و کارها حتماً مطابق برنامه مورد نظر مشاور پیش رود.

:: از مشاور و نظرات او در شرکت خود علناً و رسماً حمایت کرده و پایبندی خود به توصیه های او را عملاً نشان دهید تا در این مورد رفتار شما برای دیگران الگو باشد.

:: در فاصله بین دو جلسه با مشاور در تماس باشید و مورد امور اجرائی با او مشورت کنید و از مدیران خود نیز همین را بخواهید.

سخن پایانی.

یک مشاور بازاریابی خوب مانند یک پزشک خانوادگی حاذق است و شما هزینه زیادی کرده اید تا او با مسائل ، مشکلات و ویژگی های کسب و کار شما آشنا شود . بنابراین هر چند پروژه مشاوره بخوبی به پایان رسیده و بظاهر کاری با او ندارید نباید با او قطع رابطه کنید . سعی کنید لااقل ماهی یکبار از مشاور در جلسات مدیران خود دعوت کنید تا در جریان کارهای شما بوده و بتواند همچنان برای شما مفید باشد.

چگونه میتوانیم رابطه ای پایدار میان سازمان و مشتریان برقرار کنیم ؟.

ما این سوال را سوال اصلی بازاریابی می نامیم.

برای آنکه طرفین رابطه بطور داوطلبانه ارتباط خود را امتداد  دهند باید شرایط زیر بر رابطه سازمان و مشتریان حاکم باشد.

1-لازم است طرفین بقا داشته باشند.

2-لازم است طرفین از ارتباط موجود رضایت داشته باشند.

چگونه میتوانیم ارزشهای ممتازی برای مشتری فراهم کنیم ؟

ارزش های ممتاز ارزشهایی هستند که مشتری تنها میتواند آنها در تعامل با سازمان میتواند کسب نماید . در واقع مشتری زمانی راضی خواهد بود که سازمان بتواند در مقایسه با رقبا ارزشهایی بیشتر را به مشتری ارایه کند.

ارزش موضوعی ذهنی است لذا علاوه بر واقعیات به ذهنیت مشتری نیز بستگی دارد . در واقع درک ارزش  از نظر مشتری هم به ارزشهای ارایه شده به وی و هم به تفسیر مشتری از این ارزشها بستگی دارد.

برای اینکه مشتری بپذیرد که سازمان ارزشهای ممتاز به وی ارایه میکند باید از ابزارهای ایجاد ارزش همزمان با ابزارهای ایجاد ذهنیت استفاده کرد.

ابزارهای ایجاد ارزش عبارتند از:

محصول دسترسی به محصول (دسترسی اقتصادی – دسترسی فیزیکی.)

ابزارهای ایجاد ذهنیت ارزش عبارتند از:

ابزارهای اطلاع رسانی و متقاعد سازی ( اطلاع رسانی – متقاعد سازی)

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
5 1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (2 Votes)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید









تولید کننده انواع پوستر دیواری های سفارشی مناسب با طرح دلخواه شما به هر ابعادی

decorprint.ir